خرید بک لینک

درباره سایت

مرز

امکانات وب

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد

کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد

تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت

از غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد

مهر با بی مهری و نامهربانی ها گذشت

مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد

بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟

بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد

کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد

بوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

...آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد...

برچسب: نویسنده: آدرین جعفری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:41

صفحه بندی